منصوریه شهرما

منصوریه در5کیلومتری شمال شرقی شهرستان بهبهان ازتوابع استان خوزستان واقع شده است.جمعیت آن تاقبل ازسرشماری سال نود 6500 نفربوده است.مردم منصوریه ازراه کشاورزی،باغداری؛فعالیت درکارخانجات صنعتی ازجمله شرکت سیمان ودیگرادارات شهرستان امرارمعاش مینمایند.منصوریه باهمت مردم ومسئولین دارای تاسیسات آبرسانی،مخابرات ،درمانگاه،کتابخانه خانه بهداشت،آموزشگاه فنی وحرفه ای،تعاونی روستایی ،آموزشگاه دخترانه وپسرانه تامقطع متوسطه ،بانک ،دوباب مسجدو4باب نانوایی است.قنات تاریخی منصوریه متعلق به دوره ساسانی میباشد.

منصوریه در برزخ شهر و روستا قربانی مدیریت ها
ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٩  کلمات کلیدی: گزلرش ، خبر ، مراسم ، عشورا
 

 

 

 

 

 

موقعیت تاریخی، جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی منصوریه در قالب روستا نمی گنجد. نویسنده کتاب تاریخ بهبهان (آقای نورمحمد مجیدی کرایی) درباره منصوریه می نویسد: این شهرک در 7 کیلومتری شمال خاوری بهبهان جای دارد. رودتاب (مارون) از کنار آن می گذرد. فرآورده های کشاورزی خوبی دارد، به ویژه باغستان انگوران که در خوزستان و فارس زبانزد است. وی ادامه می دهد: (بارون دوبد) سیاح اروپایی که در پادشاهی محمدشاه قاجار از منصوریه دیدن کرده، می نویسد: این شهرک بر روی ویرانه های اباذقبادارگان ساخته شده است. می بینیم که ناظران بی طرف حتی 150 سال پیش واژه روستا را برای منصوریه به کار نبرده اند و به وضوح گفته اند که این شهرک وارث فرهنگ و تمدن ارجان است.
منصوریه تا اوایل دهه 50 بیش از 1500 هکتار زمین زراعی و حدود 1000 هکتار باغ اشجاری شامل: زردآلو، انگور، سیب، خرما، انجیر، مرکبات و انار را دارا بود که حدود 1000 هکتار از زمین های زراعی به نام طرح های صنعتی مانند شرکت سیمان، خاک برداری برای سدها، عبور کانال های عریض و طویل، که یا پولی برای آن ها پرداخت نشده و اگر هم شده با ارزش واقعی آن قابل قیاس نیست. محصولات باغ های درختی هم در دهه 50 علاوه بر استان های همجوار به کشورهای حوزه خلیج همیشه فارس صادر می شد. بنده به یاد دارم در آن سال ها روزانه 150 تن زردآلو در منصوریه بارگیری می شد. حال آن که در سال های اخیر به علت بی توجهی متولیان امور کشاورزی به علت خشک شدن درخت های زردآلو روزانه 20 تن هم بارگیری نمی شود. امسال آفات درختی مثل (عسلک) هم مزید بر علت شده که اگر سریع به داد آن نرسند همین که هست هم از بین خواهد رفت.
همین که منبع درآمد چندین هزارنفر اینچنین خشک و یا بلاعوض از آن ها گرفته می شود موید ناکارآمدی قوانین و مدیریت روستایی در مورد مناطقی اینچنین بزرگ است و اما بخش اجتماعی برخلاف دیگر روستاهای کشور نظر به موقعیت جغرافیایی و فرهنگی، منصوریه منطقه ای مهاجر پذیر بوده و طی دهه های گذشته با آغوش باز هزاران نفر از اهالی روستاهای اطراف را در دل خود جای داده است و به طور مسالمت آمیز با هم زندگی می کنند. علاوه بر این منصوریه با آغاز جنگ تحمیلی نوع دوستانه پذیرای جمع کثیری از مهاجرین جنگی از قومیت های مختلف شد. پس از حمله موشکی عراق به بهبهان تراکم جمعیت در منصوریه به جایی رسید که در اکثر قریب به اتفاق منازل حیاط ها پر از چادر شده بود.  مردم آب آشامیدنی و مورد نیاز خود را از نهری روباز که از وسط منصوریه رد می شد، با هزینه ای هنگفت تامین می کردند. بدین شکل که هر کس یک پمپ و 50 الی 1500 متر لوله و برق کشی می کردند و روزی یک بار یکی از اعضای خانواده (اکثرا زن و بچه ها) باید پمپ را به دوش می کشیدند یا در گاری به کنار نهر حمل می کردند و پس از نصب و هواگیری آب برداشت می نمودند!!!
برق این پمپ ها حوادث زیادی آفرید و در دو مورد برق گرفتگی منجر به فوت اتفاق افتاد و چندین فرزند را از مهر مادری محروم کرد.تا این که سال 1363 پس از درگذشت تعدادی از سالمندان منصوریه به فاصله یک هفته شبکه بهداشت با اقدامات شدید بهداشتی و نصب ده ها منبع حاوی مواد ضدعفونی  در کنار نهر شایعه و بار ابر سر زبان ها انداخت که تبعات تحقیرآمیزی برای مردم نجیب، کم توقع، مهمان نواز و مظلوم منصوریه در پی داشت.
لذا اولین حرکت اعتراضی مردم منصوریه به شکل تجمع درفرمانداری بهبهان صورت گرفت.
مسئولین که اعتراض مردم را به حق می دانستند قول دادند در اسرع وقت با تاسیس آبرسانی متصل به آبرسانی بهبهان این مشکل را حل نمایند. این وعده طی یکسال تا حدودی عملی شد یعنی یک آبرسانی نیم بند تاسیس شد ولی هیچ نهادی خود را مسئول راه اندازی آن نمی دانست. استدلال هم این بود که طبق قوانین روستایی باید اهالی آن را تحویل بگیرند و شروع به کار کنند!! باید از این قانو ن گذار پرسید که یک منطقه هزارخانواری با یک دستگاه پمپ 4 اینچ بدون کنتور به کی می تواند آب برساند؟! با این وجود یکی از جوانان را جهت هماهنگی و راه اندازی معرفی نمودند اما پس از گذشت یکسال هیچ توفیقی حاصل نشد. در تابستان سال 1365 پس از مدت ها رایزنی جلسه ای در همین رابطه تشکیل شد. فرد مذکور با ارائه گزارشی ناامیدکننده استعفای خود را اعلام نمود. جمع حاضر که متشکل از کارمند، معلم، کشاورز، بسیجی و... بودند پس از تبادل نظر ساخت دومین مسجد بزرگ با زیربنای تقریبا700  مترمربع جدول بندی تمام کوچه و خیابان ها و ... بسیار خوشحال شده بود، گفت: شما شهر شده اید. وی در همان روز دستور داد سه نفر کارگر از شهرداری بهبهان و یک دستگاه تراکتور به ما تحویل بدهند تا تجهیزات اهدایی او برسد که تراکتور را هم رئیس شرکت سیمان در اختیار ما گذاشت. ما از طریق نماینده شهر کار را در وزارت کشور و استانداری دنبال نمودیم و خوب هم نتیجه گرفتیم تا جایی که تاسیس شهرداری مستقل در وزارت کشور برای منصوریه تصویب و حساب آن در بانک ملی منصوریه افتتاح شد. در این مقطع بعضی مدیران کلیدی تغییر یافتند. شهردار بهبهان که می ترسید با تاسیس شهرداری مستقل منصوریه بخش عمده ای درآمد خود از عوارض شرکت سیمان را از دست بدهد با دستپاچگی الحاق منصوریه به بهبهان تحت عنوان یکی از مناطق شهر بهبهان را با افتتاح برزن در منصوریه اعلام نمود و نماینده خود را در برزن مستقر کرد. هنوز چند ماهی نگذشته بود که شهردار عوض شد و شهردار جدید پشت پا به همه تصمیمات قبلی زد و برزن را جمع کرد! در همین بین مشکلات فرهنگی و بخش آموزشی هم آزاردهنده بود چرا که اکثر دانش آموزان دختر مخصوصا قشر کم درآمد چون منصوریه دبیرستان نداشت ترک تحصیل می کردند. از آنجا که نماینده شهر و رئیس کارخانه سیمان با ما هماهنگ بودند توانستیم مجوز ساخت دبیرستان توسط سیمان بهبهان را بگیریم اما زمین نداشتیم. این هم یک مشکل روستایی در شهر چه کسی متوجه می شود که زمین  دبیرستان را چگونه تامین می کنند؟ در روستا دولت که به وظیفه خود عمل نمی کند. خیری هم اگر پیدا شود زمین در اختیارش نمی گذارند. ما دیدیم بالاخره برای دیگر نهادها هم زمین نیاز داریم. به هر صورت دل به دریا زدیم و رایزنی با افرادی نفوذ را آغاز کردیم و طی کمتر از یک ماه با تمهیداتی، توافق مردم را برای واگذاری بیش از ده هکتار زمین برای ساخت واحدهای فرهنگی و دولتی کتبا دریافت نماییم و تا سال 1376 دبیرستان و مدرسه راهنمایی دخترانه توسط شرکت سیمان کتابخانه، درمانگاه آموزشگاه فنی حرفه ای، مخابرات 500 شماره ای، توسعه آبرسانی، دبستان ابتدایی پسرانه با مساعدت مردم و مسئولین ساخته و مورد بهره برداری قرار گرفت. به نیروی انتظامی جهت پاسگاه و آموزش و پرورش هم برای دبیرستان پسرانه زمین تحویل داده شد. ده ها کیلومتر کوچه و خیابان آسفالت شد. خلاصه این که تمام پیش شرط های لازم برای احراز صلاحیت شهری مو به مو اجرا شد ولی متاسفانه پس از گذشت 8 سال تمام از آن تاریخ با تغییر مدیریت ها اولویت ها منطبق با گرایشات قومی تغییر یافت و منصوریه با استحقاق، استعدادها و از خودگذشتگی های چندین ساله مردم صبورش همچنان در انتظار شنیدن خبر تبدیل شدن به شهر لحظه شماری می کند.
در پایان امیدوارم مسئولین محترم شهرستان پایان بخش انتظار دیرینه مردم منصوریه که هزینه هنگفتی هم برای آن پرداخته اند را با خبری خوش چون خبر خوش دولت نهم تکمیل نمایند