منصوریه شهرما

منصوریه در5کیلومتری شمال شرقی شهرستان بهبهان ازتوابع استان خوزستان واقع شده است.جمعیت آن تاقبل ازسرشماری سال نود 6500 نفربوده است.مردم منصوریه ازراه کشاورزی،باغداری؛فعالیت درکارخانجات صنعتی ازجمله شرکت سیمان ودیگرادارات شهرستان امرارمعاش مینمایند.منصوریه باهمت مردم ومسئولین دارای تاسیسات آبرسانی،مخابرات ،درمانگاه،کتابخانه خانه بهداشت،آموزشگاه فنی وحرفه ای،تعاونی روستایی ،آموزشگاه دخترانه وپسرانه تامقطع متوسطه ،بانک ،دوباب مسجدو4باب نانوایی است.قنات تاریخی منصوریه متعلق به دوره ساسانی میباشد.

نبش قبرتاریخی برای چه؟
ساعت ۳:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٦  کلمات کلیدی:

حدود14 ماه پیش مطلبی درباره وقف منصوریه به قلم آقای سیدساسان منصوری طباطبایی باعنوان محقق وپزوهشگرتاریخ دریکی ازوبسایتها منتشرشد،که بیشتربه یک شوخی تاریخی شبیه بودتاشرح یک وقف نامه.بنده چون وقفنامه منصوریه رادراداره اوقاف بهبهان سال 65دیده بودم وازبرگهای خوانا وقابل مطالعه آن هم یک نسخه دراختیارداشتم ،وقتی آن راباادعانامه آقا سیدتطبیق دادم متوجه شدم که موردادعای ایشان یک وصیتنامه شخصی  است. وهیچ وجه مشترکی باهم ندارند.چراکه وقف رادرراه خدابرای انجام یک کارخیرمینویسند.نه تقسیم داراییهای یک شهربین اهل وعیال.!!به هرصورت مضمون آن مطلب ادعای میراث خواهی نگارنده رامیرساند.اما چون این آقا خودرایک محقق وپزوهشگرمعرفی نموده بود،بنده نخواستم مضحک بودن این ادعاراتحلیل کنم.چراکه اوراحداقل همشهری خودم میدانستم ومعتقدم اینگونه تفکرات خوب وبدشان به تاریخ پیوسته .اما متاسفانه همانگونه که درمطلبشان مشهوداست .وی همواره ازتاریخ عقبند.چراکه بعداز 14 ماه حالا 14 پیام غرق درتوهمات قرون گذشته باادبیاتی متعلق به نخوت همان دوران سودای بازگشت تاریخ رادرسرمیپروراند.امابنده که به موضوع وقف پرداختم به این دلیل بود که شک ندارم که مردم منصوریه برکت زندگی خودراازنام مبارک امام حسین (ع)میدانند.ودرطول سال باتمام وجودسعی درادای این دین دارند.حالا هرکس آنراوقف کرده باشد.لذادرهمین راستامردم منصوریه سال گذشته نامه ای به مسئولین محترم شهرمان نوشتندودرخواست نمودندکه تدبیری اندیشیده شودکه سهم امام حسین (ع)اززمینهای منصوریه رادریک نقطه معین بپردازندتابهتربشودآنرا مدیریت کردودرراه امام حسین (ع)هزینه نمود.مردم منصوریه تاکنون باهمین نیت درساخت مساجدبزرگ،کمک به بازسازی امامزاده امیرمحمد.اهداءزمین به آموزشگاههای مختلف و....درراه امام حسین کمک مینمایندوسهم اوقاف راهم به آن اداره میپردازند.این درحالی است که این دانگ اوقاف رارزیم طاغوت به مردم منصوریه فروخت وبعدازاینکه آن قانون لغوشددولت هنوزپول مردم رامستردننموده است.شمابفرماییدبه قول خودتان آن چند قرنی که این املاک راتحت سلطه خودداشتیدوازگرده رعیت بیگاری میکشیدیدکدام کارخیرراانجام دادید.؟

ادامه مطلب رابازدیدفرمایید.


واما پاسخ ابهامات آقای محقق .

آقای پزوهشگرهمان جمله بنده که نوشته ام میرزابرای رفاه حال مردم منطقه ونجات مردم بهبهان ازبی آبی به فکرتنقیه قنات افتاد به تمام تعریف وتمجیدهای مادی شما می ارزد.لطفااگرشما و...هم مثل آقای حاج محمدجعفربهبهانیان کارخیری انجام داده ایدبگوییدتادرهمین فضابه اطلاع همشهریان برسانیم.

درموردسئوال دوم :چون بنده معتقدم بعدازمرگم اموالم طبق احکام دین مبین اسلام به فرزندانم میرسدمثل جدبزرگ شمانیازی به تقسیم آن ندیدم. ولی ازآنجاکه فرزندعزیزم به عشق زادگاهش زحمات فنی این وبلاگ رامیکشد حق مدیریتش رابه ایشان واگذارنمودم وخودم به عنوان میهمان درآن مطلب مینویسم وتمام مسئولیت مطالبم هم به عهده خودم میباشد.

وسوم اینکه آقای سید،بنده دهه اول عمرم رامتاسفانه درفضای ارباب ورعیتی سپری نمودم وخوب به یاددارم که اسلاف شمابالباس نوپوشیدن مردم مخالف بودند.باداشتن رادیوتوسط مردم مخالف بودند.همانگونه که درمطلب قبلی نوشته ام باتاسیس مدرسه مخالف بودند.درختان یک باغ ده من میوه نداشت وطبق قانون خودشان برای ده من بایدمعادل دومن به خان دیوانی میدادندولی نوکران خان ثمرآن باغ راآنگونه تعیین مینمودندکه گاهی هیچ برای صاحب باغ باقی نمی ماند.!!!

واما آن رقم قیدشده (000/000/20)باآن حدوحدودی که شما درآن مطلب آورده ایدهنوز هم کم است .چون آن حدوحدودتقریباشامل کل جغفرافیای بهبهان است.حالا شماآنرمترکنیداگرکمتراست ما هم کم میکنیم.

دررابطه با تاریخ منصوریه هم بنده اشاره به فارسنامه ناصری نموده ام.درآن کتاب خطی که من مطالعه نموده ام نوشته :درسال1230جدبزرگوارشمانامه ای به فتح علیشاه نوشته وضمن یادآوری خدماتی که درجنگهای داخلی به خانواده قاجارنموده اند،(حالا یاخودویااسلافش)موضوع تنقیه قنات وایجادمزرعه منصوریه راکه برای عده ای ناندانی شده رامطرح نموده .لذا شاه به پاس خدمات ایشان آن ملک راتیول اوقرارداده وقیدنموده که ازهرگونه عوارض و..........معاف ونسل اندرنسل دراختیاراولاداومیباشد.!!!(حال اگرشما دستور فتحعلی شاه راوحی منزل میدانید،که ظاهرأمیدانید چرامعطلید؟این خلاصه ای بوداز آن که من خوانده ام.حال اگرآن تاریخ هجری شمسی باشد،159 سال ازآن تاریخ میگذرد.وتاآنجایی که معروف است آن مرحوم یک دانگ قنات راوقف نموده واگرشما  همان نوشته خودتان راقبول داشته باشید،حفظ ونگهداری قنات ازاصول وصیتنامه ایشان بوده که اجدادشما همواره بابیگاری از رعیت آنرا بازسازی میکردندوحتی حاضرنبودندبابت زحمات مردم گرمی ازآن حق ناحقی که برای خودقائل بودندبه رعیت ببخشند.حال قناتی راکه بیش ازهزارسال پیش قبادابن فیروز ساخته چگونه یک شاه خائن مثل فتحعلی شاه  که ننگ تاریخ ایران است میتواندبه جدشماببخشدخدامیداند.

حال اگرادعای نویسنده فارسنامه هم غلط باشدیک حاکم نمیتواندباسندسازی شهری رابه نام خودکند.اصلادوره ارباب ورعیتی ویاقبل ازآن ملوک الطوایفی ملک دردست قدرتمندان بود.رعیت ملکی نداشت تاآنرا بفروشدکه کسی آنرا بخردوسنددرست کند.

به هرصورت اگرشما مایلیدکه دراعمال گذشتگان شریک باشیدمطمئن باش که دراین دنیا چیزی به شما نمیرسد.اما امیدوارم درآندنیا با آنها محشورشوید.  انشاالله