منصوریه شهرما

منصوریه در5کیلومتری شمال شرقی شهرستان بهبهان ازتوابع استان خوزستان واقع شده است.جمعیت آن تاقبل ازسرشماری سال نود 6500 نفربوده است.مردم منصوریه ازراه کشاورزی،باغداری؛فعالیت درکارخانجات صنعتی ازجمله شرکت سیمان ودیگرادارات شهرستان امرارمعاش مینمایند.منصوریه باهمت مردم ومسئولین دارای تاسیسات آبرسانی،مخابرات ،درمانگاه،کتابخانه خانه بهداشت،آموزشگاه فنی وحرفه ای،تعاونی روستایی ،آموزشگاه دخترانه وپسرانه تامقطع متوسطه ،بانک ،دوباب مسجدو4باب نانوایی است.قنات تاریخی منصوریه متعلق به دوره ساسانی میباشد.

تبریک سال نو
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٩  کلمات کلیدی:

 

زکوی یارمی آیدنسیم بادنوروزی--ازین بادارمددخواهی چراغ دل برافروزی

فرارسیدن عیدسعیدباستانی وپررمزوراز نوروزرا به اهالی باصفای منصوریه ودیگرهموطنان عزیزم تبریک عرض نموده وبرای همگان ازدرگاه خداوندمنان ،سلامتی،سعادت،سرور،سروری،سرزندگی،سرافرازی وسروقامتی مسئلت دارم.

 


سال دیگر می‌رسد اینک ز راه

  دکتر ربابه شیخ الاسلام

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

من همیشه از سلول گفته ام و از سلامت ، از مسوولیت خودمان در بودن و چگونه بودن، از تلاش برای به بودن و به زیستن  و به  اندیشیدن و آسودگی  داشتن و آن را هدیه دادن.  
برایم سخت است در سال نو از ناتوانی هایمان در تغییر کردن  سخن بگویم  ، ما به اینگونه بودن چنان خو کرده‌ایم که آنرا عادی می‌پنداریم.
ما در دایره ی بسته ی  خلق وخو ، رفتار ها ، کردارها ، سنت‌های خانواده و اجتماع  این شده‌ا‌‌ یم که هستیم. راهی برای گریز نداشته‌‌‌ایم.  
گاهی فکر می‌کنم  هیچکس  خوب زیستن در دوره حیات را بما نیاموخت
از کودکی رقابت را جانشین عشق به همکلاسی کردند. در نوجوانی خواستند بهترین باشیم.  بهترین در مقایسه با همسالان یعنی تلاشی جان فرسا برای هنر هایی که حتی دوستش نداشتیم. ما گاهی قربانی رقابت های والدینمان شدیم. کسی از ما نپرسید که چه دوست داری؟ گفتند ما دوست داریم که تو بهترین نقاش، خطاط ، پیانیست ، باشی تا مارا به رخ دیگران بکشند. ما هم یاد گرفتیم که به هر قیمتی برتر باشیم! اصلا برتر بودن را عین زندگی پنداشتیم !
و بعد پیوستیم به یک زندگی شتاب زده برای بدست آوردن ها و گاهی حتی نگاه نکردیم که چگونه می‌رویم و بر سر راهمان چه چیز هایی را نمی‌ بینیم .
گاهی مقایسه ها دل ما را  از خشم و نفرت  پر کرد و ندانستیم که این نفرت چگونه تباهمان می‌کند .
گاهی فکر می‌کنم که باز خوبست در سال نو یادمان می‌آید که برای خوب بودن و برای حال خوب داشتن از خداکمک بخواهیم  
همه ما داشتن حالی خوب و بهترین حال را از خدایی می‌طلبیم که همه چیزمان از اوست و جز او پناهی و مددی نداریم . آیا به حال خوب فکر کرده ایم ؟ این چه حالی است که در آغاز رویش جوانه و شکوفه و نوشدن سال آرزویش را داریم؟  این حال خوب چیست که معمولا در دعای شب سال نو برای خود و دیگران آرزو می‌کنیم؟
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
گفتیم مسوولیت ها برای تغییر هم فردی است و هم اجتماعی ، یعنی باید بستری برای تغییر فراهم شود    
در دایره اجتماعی که زندگی ما در آن رقم می‌خورد مسوول بوجود آوردن بستر برای بوجود آمدن  این حال خوب کیست؟
چرا جوانان ما در دود و دم این حال خوب را جستجو می‌کنند ؟ چه بر سر ما آمده است ؟  وقتی با آنها صحبت می‌کنیم بی‌عدالتی ، بی‌حرمتی، پاس نداشتن آزادی های فردی و اجتماعی ، رهاکردن بدکاران و سپردن کارهای مهم به بی کفایتان ،رها کردن کسی که جور کشیده است و بها دادن به   چاپلوسان و متملقان را در انبوه دردهای دیگرشان با ترس زمزمه می‌کنند چون حتی گفتن آزادانه را در قرنهایی سیاه که بر سرما رفته است  یاد نگرفته ایم  ،
اگر ما خدارا می‌خوانیم که همه خوبیها ،زیبایی‌ها ،شگرفی‌های طبیعت و نظم کائنات و گردش زمین و آسمان از اوست که حال مارا  به سوی تغییری مثبت و خداگونه  و بهترین حال برگرداند باید به یاد داشته باشیم  که  خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد؛ مگر این که تغییر را از درون خود شروع کنند.
بیایید امسال را با آموزش و کسب مهارت و توانمند سازی برای مهر ورزیدن به انسانها ، احترام به همه،  بخشش ،  گذشت ، انتقادپذیری ، احساس مسوولیت فردی ،اجتماعی و جهانی شروع کنیم .
بیایید  خود را  از حقد و حسد ، از خشم و نفرت ، از طمع برای بیشتر داشتن ، دور کنیم.
بیایید به همدیگر و به کودکانمان  حمایت از حق دیگران و  احترام به دیگران را بیاموزیم.
طبیعت را دوست بداریم. با طبیعت زندگی کنیم و  حفظ و حراست از حتی یک برگ سبز ،یک جوانه  و  قداست آب و درخت و خاک  را ترویج کنیم.  

 

بازگشت