منصوریه شهرما

منصوریه در5کیلومتری شمال شرقی شهرستان بهبهان ازتوابع استان خوزستان واقع شده است.جمعیت آن تاقبل ازسرشماری سال نود 6500 نفربوده است.مردم منصوریه ازراه کشاورزی،باغداری؛فعالیت درکارخانجات صنعتی ازجمله شرکت سیمان ودیگرادارات شهرستان امرارمعاش مینمایند.منصوریه باهمت مردم ومسئولین دارای تاسیسات آبرسانی،مخابرات ،درمانگاه،کتابخانه خانه بهداشت،آموزشگاه فنی وحرفه ای،تعاونی روستایی ،آموزشگاه دخترانه وپسرانه تامقطع متوسطه ،بانک ،دوباب مسجدو4باب نانوایی است.قنات تاریخی منصوریه متعلق به دوره ساسانی میباشد.

منصوریه،دیروز،امروز،فردا
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢  کلمات کلیدی: زندگی شیرین ، تابستانهای منصوریه ، پاییزهای زیبای منصوریه ، فرایندزندگی

 

انگورسرخو.نوروزی.کیکوویسی.

 

کوهی.محمودی.نایلونی.گردلو.

 

کشمشی وعسکری.ازانواع انگورهای سرخ وسفیدی هستندکه درباغات منصوریه وجوددارند.انگورسرخوکه ملاحظه میشودونوروزی تقریبا 20 روزقبل ازبقیه به ثمرمیرسند.

 

فرایند زندگی مردم منصوریه درفصل تابستان ،تاگذشته ای نه چندان دور

طبیعت منصوریه درچهارفصل سال زیباییهای خاص خودرادارد.اما ازآنجاکه فصل تابستان ،خصوصأماه آخرتابستان وماه اول پاییز،به دلیل پایه ریزی وآغاززندگیهای مشترک جوانان ،باآن جشنهای پرشکوه سنتی ،ازبه یادماندنی ترین وخاطره انگیزترین روزهای عمرهرشهروندمنصوریه ای بود.شایدخواننده محترم این سطورباورنکند.ولی این یک حقیقتی است که وصف کامل خاطرات آن ایام برای ساکنین منصوریه غیرممکن است.اصلاوصف ناپذیراست. 

باروبه پایان رسیدن ثمردرختان انگور،اوقات فراغت مردم منصوریه شروع وفصل شیرین زندگی درمنصوریه آغاز میگردید.مردم یکی دوماهی درشادی کامل به سرمیبردند.کم کم خواندن سرودهای زیبا به بهانه های مختلف آغاز میشد.خانواده هایی که قراربودعروس به خانه بیاورند،باآوردن ...


من هروقت میخواهم درموردمنصوریه مطلبی بنویسم دلم میخواهدازماه آخرفصل تابستان شروع کنم.همه فصول سال درمنصوریه زیبا ودوست داشتنی بود.اما این موقع ازسال حال وهوای دیگری داشت.فصل برداشت محصول منصوریه ازاسفندماه بابه دست آمدن شیروماست وپشم گاووگوسفندان شروع میشد.بعدازآن رسیدن زردآلووهمزمان بافصل دروفرامیرسید.شایدسخت ترین روزهای زندگی مردم منصوریه از15 اردیبهشت تا15خردادبود.مردها بایدحدود10 تا15 روزبه صورت ضربتی جودرومیکردند.ودرهمین روزها هم بایدزردآلوهاجمع آوری میشدند.بعدازآن هم گندم هارادرومیکردن که حدود20 روز طول میکشید.پس زحمت جمع آوری زردآلوها به عهده زنان قرارمیگرفت.اینجابودکه فرزندان زیادنعمتی بزرگ بود.چراکه هم بایدکسی بودکه زردآلوهاراتکان میدادوهم افرادزیادبرای جمع کردن لازم بود.البته این راهم یادآوری کنم که برخلاف بسیاری ازنقاط کشورعزیزمان که زنان درتمام اموردوشادوش مردان زحمت میکشند.زنان منصوریه اکثرقریب به اتفاقشان درهمین یک موردخارج ازخانه کمک میکردند.البته درخانه بندریسی ،شیردوشی،دادن علوفه به گاووگوسفندان ودیگرکارهای خانه داری راانجام میداند.بعدازپشت سرگذاشتن این ماه سخت انگورهابه دست میآمدندکه چیدن آنها کارآسانی بود.ولی حدودیکماه درهرباغ حداقل یک نفربرای حفاظت انگورهابایدشبهامیخوابیدند.حفاظت هم ازجانوران وحشی مثل گرازوروباه وکفتاروهم سرقت افراد.چون چیدن انگوردرشب کاربسیارآسانی است.بعدازآن خارکهازردمیشدندورطب وخرما به دست می آمد.یکی ازویژگیهای میوه های منصوریه نوبرانه آن است .چراکه وقتی زردآلودرمنصوریه زردمیشوددرسردسیرهاهنوزچغاله هستند.پس زردآلوی منصوریه اولین میوه تابستانه درواقع بهاری است.انگورهم به همین شکل.بقیه محصولات هم درهمین فصول به دست میآیند.

باروبه پایان رسیدن ثمردرختان انگور،اوقات فراغت مردم منصوریه شروع وفصل شیرین زندگی درمنصوریه آغاز میگردید.مردم یکی دوماهی درشادی کامل به سرمیبردند.کم کم خواندن سرودهای زیبا به بهانه های مختلف آغاز میشد.خانواده هایی که قراربودعروس به خانه بیاورند،باآوردن استادلحاف دوزدرمنزل همزمان باصدای کمان استادزمزمه های زیبای شیره دامادخوانی راآغاز میکردند.درمراحل بعدی مثل برنج کوبیدن دختران دم بخت،تانان پزان این شادیهای روح نواز ادامه داشت.درهمین ایام هرشبی درگوشه ای ازمنصوریه باصدای دلنشین چاوشی خوانان معلوم میشدکه کافلانی میخواهدمشدی شود.یعنی به پابوس امام رضا(ع)بروند.مردم ده که هنگام رفتن زائران برای بدرقه به منزل آنها میرفتندباشربت آبلیموپذیرایی میشدندوهنگام برگشت که برای زیارت قبولی میرقفتندبه صرف شام دعوت میشدندوبه فراخورحال زائران هدایایی هم خصوصأمهروتسبیح دریافت مینمودند.

اما حسن ختام همه این برنامه هابرگزاری جشنهای به یادماندنی عروسی بود.انتخاب این فصل ازسال برای این مراسمات ازدرایت ووقت شناسی اجدادمادرمنصوریه حکایت دارد .چراکه تقریباتمام محصولات خودرابرداشت نموده وبه قول معروف دستشان پربود.دوم اینکه فراغت کامل داشتند.سوم اینکه دراواخرفصل تابستان وماه اول پاییزهوامعتدل ومناسب بود.چهارم اینکه میهمانان خیلی راحت بدون نیاز به روانداززیادپشت بامها به استراحت میپرداختند.جشن عروسیها بنا به تمکن مالی خانواده ها بین 3 تاهفت شبانه روز برپامیشد.جالب اینجابودکه قبل ازشروع مراسمات ریشسفیدان باپادرمیانی کدورت بین خانواده هارابرطرف میکردند.یعنی تمام مردم منصوریه درشادی شریک بودند.ازسه شب ،شب اول دزک.شب دوم حنابندون.شب آخرحونه روون نام داشت.دراین سه شب علاوه برنواختن سازودهل درسه نوبت .برای هرشب .یعنی دودست اول وآخرشب چوب بازی ودست میانی هم دستمالبازی،مراسمات خاصی مثل لباسبردن وآوردن وحنابردن وآوردن.رفتن به پیشبازدامادهنگام بیرون آمدن ازحمام،عروس کشان و...هم اجرامیشد.اماچوب بازی منصوریه باچوب بازی که گاهی ازتلویزیون پخش میشوداززمین تاآسمان تفاوت دارد.یک نفریک چوب تقریبا دومتری برای دفاع ازخودبه دست میگرفت یک نفرهم یک چوب تقریبا 80 سانتیمتری تر(چون اگرخشک بودوبه چوب مقابل برخوردمیکردتکه های آن اطرافیان رامجروح ویاکورمیکرد)کمی اینکه همان چوبهای ترهم گاهی افرادرازخمی وبعضا کورمیکردند.به هرصورت زدن افرادباچوب باشدت هرچه تمامترجدی بود.گاهی پیش میآمدکه فردمدافع براثراشتباه درتشخیص فرودآمدن چوب طرف مقابل چوب به پایش میخوردوپایش میشکست.گاهی دسته بندی بین فامیل هاهم صورت میگرفت.یعنی افرادیک فامیل هم دیگررانمی زدندوصرفاطرفی راکه بااومخالف بودندمیزدند.

دستمال بازی ازرویایی ترین برنامه های جشنهای عروسی بود.تمام زنان آن فامیل لباسهای لری وحجیم رنگارنگ خودرامیپوشیدندومردان هم به همین شکل وبه صورت دایره وارمتناسب باترانه ای که باسازودهل مینواختندبادستمالهای ابریشمی بلندمیرقصیدند.

نوازندگان سازودهل ازاهالی یکی ازروستاهای اطراف که درچندکیلومتری منصوریه واقع بودبابرنامه ونوبت قبلی باترتیب خاصی آورده میشدند.هنوزازنسل آنها یکی دونفری درقیدحیات هستند.منظورم همان قدیمهایی که هنوزدرمراسمات کارمیکنند.

به هرصورت مردم منصوریه حدوددوماه درشادی کامل زیارتی وعروسی به سرمیبردند.اما دراین سالها دیگرازفصلی خاص خبری نیست.شایدعلت این است که امکانات سرمایشی ،درآمدها،اوقات فراغت و....فراوان است.

برای جوانان عزیزآرزوی خوشبختی وشادکامی دارم.